logo

من ز دربار حسین ابن علی ماهانه دارم
کي دگر چشم طمع بر مردم بیگانه دارم
تا گرفتم دست خط نوکری از مادر او
بر در دربار آن شه منصبی شاهانه دارم

صلوات شمار
جستجو
اوقات شرعی

آخرین مطالب
مطالب پر بازدید
برچسب ها
ادعیه اعلام مراسم سخنرانی و عزاداری دهه اول محرم جلسه هیئت ذاکران فاطمی اراک حاج_حسین_نیمه_وری حاج حسین نیمه وری حسین نیمه وری دعای کمیل با صدای حاج حسین نیمه وری روضه شب شهادت حضرت زهرا (س) با نوای حاج حسین نیمه وری روضه و سینه زنی آقا ابالفضل ع زمزمه روضه شب جمعه سرود مولودی امام حسن (ع) شب بیست و یکم ماه رمضان شب قدر شبهای قدر در امامزاده ها شعر شعر امام زمان شعر شهادت شعر مناجات شهادت امام علی صوت دقایقی از زمزمه و روضه حضرت زهرا س صوت مدح و مرثیه امام صادق(ع) صوت مراسم روضه و سینه زنی شب عاشورا مراسم سینه زنی مراسم شام غریبان مصلی بیت المقدس اراک مراسم شب قدر۲۳ ماه مبارک رمضان مراسم شب های قدر مراسم شب های ماه رمضان مراسم عزاداری شب شهادت حضرت زهرا (س) با نوای حاج حسین نیمه وری مشکی_پوشان_فاطمیه مولودی خوانی شب میلاد امام هادی(ع) در حرم حضرت ابالفضل مولودی خوانی شب ولادت امام حسن عسگری (ع) میلاد امام هادی نیمه وری هیئت _باب الحوائج_کوی امام علی ع کتیپ تصویری عتبات عالیات کلیپ اربعین حسینی کلیپ تصویری باب القبله امام حسین ع کلیپ تصویری روضه علی اصغرع کلیپ تصویری زمزمه مدح امیرالمومنین ع و مدح و روضه حضرت عباس ع کلیپ تصویری سینه زنی حضرت ابوالفضل ع کلیپ تصویری مدح و روضه حضرت ابالفضل ع کلیپ تصویری مدح و روضه حضرت ابوالفضل ع کلیپ جشن نیمه شعبان کلیپ فرازی از قرائت دعای پر فیض ندبه کلیپ فرازی از قرائت دعای پر فیض کمیل
بازدید شده ها
آمار سایت
  • 0
  • 651
  • 112
  • 1,080
  • 200
  • 10,875
  • 37,257
  • 452,268
  • 1,119,756
  • 193,445
  • 56,444
  • 2,570
  • شهریور ۲۷, ۱۴۰۰

آغاز امامت حضرت مهدی (عج)


احمد ایرانی نسب:
سپیده سر زد از بیت امام عسکری امشب

کرم می آید از سوی شما از هر دری امشب

ملائک گرم ذکر یا حسن هستند از ماتم

ولی روح پدر مشغول ذکر دیگری امشب

که ای جان پدر ، ای نور امیدم بیا بابا

که در روی تو میبینم جمال حیدری امشب

بیا ای منتقم چشم انتظارت حضرت زهراست

اجابت میشود گویا دعای مادری امشب

مگر تکرار میگردد به تو معراج پیغمبر

که حتی از پر جبریل هم بالاتری امشب

بیا که با قدم هایت بشر بیدار میگردد

بیا که بعثت پیغمبران تکرار میگردد

تداعی میکند لبخند تو لبخند زهرا را

جهانی چشم شد بیند مگر فرزند زهرا را

که او با ذوالفقار مرتضی از راه می آید

همان روزی که می بندد به سر سربند زهرا را

همه عالم شود دلداده ی روی درخشانش

که میبیند خدایا دلبر و دلبند زهرا را

تو در حصن دعای وان یکاد مادرت هستی

دگر چشمی نمیگیرد به تو ، این بند زهرا را

برای با شما بودن دلیل محکمی دارم

اگر باشی به روی زخم قلبم مرحمی دارم

برای دیدنت چشم همه غرق تماشا شد

زمین از قطره های اشک مشتاقانه دریا شد

چه رویی دلربا داری ، چه گیسویی رها داری

قیامت زودتر از موعدش این بار بر پا شد

شما صاحب زمان نه حضرت صاحب دلان هستی

که معنای حقیقی ولایت در تو معنا شد

چنان بنده نوازی میکنی کز مهر و احسانت

غلامی بر در این خانه از لطف تو آقا شد

خدا را شکر ماهم نوکر این آستان هستیم

که آقا شد هر آنکس نوکر فرزند زهرا شد

قلم بر دفترم چرخید نامت بر زبان آمد

کرامت کردی و بر پیکر این مرده جان آمد

محمود مربوبی:
فوج مَلَک دُور و بَرَش دارد نگارم

یک آسمان زیر پرش دارد نگارم

باید تمام عرشیان چاوش بخوانند

تاج ولایت بر سَرَش دارد نگارم

صبرش علی خویش حسن صبرش حسینی

خُلقی چو جدّ اطهرش دارد نگارم

نامی دِگر از حاتمِ طاعی نمانده است

از بس گدا در محضرش دارد نگارم

حتّی منِ پیمان شکن را هم دعا گوست

الحق که ارث از مادرش دارد نگارم

از اولّ غیبت به شیعه بوده معلوم

فکری برای آخرش دارد نگارم

وقتِ فرج شمشیر حیدر را به دستی

قرآن به دستِ دیگرش دارد نگارم

یعنی به سر فکر تقاص خون جدّ و

شش ماههِ طفلِ پرپرش دارد نگارم

کوری چشم دشمنان لطفی مداوم

بر این نظام و رهبرش دارد نگارم

ما در پیِ دیدارِ رویِ یار هستیم

از غَمزه ی چشمان او بیمار هستیم

وحید قاسمی :

عالم امکان سراسر نور شد

شیعه بعد از سالها مسرور شد

پور زهرا تاج برسر می نهد

بر همه آفاق فرمان می دهد

حکم تنفیذش رسیده از سما

نامه ای با مُهرو امضای خدا

می نشیند بر سریر عدل و داد

آخرین فرمانروای  ابرو باد

پادشاه کشور آیینه ها

تک سوار قصه ی آدینه ها

امپراتور زمین و آسمان

حُکمران سرزمین بی دلان

پهلوان نامی افسانه ها

تحت امرش لشگر پروانه ها

لشگری دارد بزرگ و بی بدیل

افسرانش نوح و موسی و خلیل

عرشیان و قدسیان فرمانبرش

مردمان مهربان کشورش

ساحران مصر مبهوت اند و مات

از نگاه نافذ و افسونگرش

ساقیان و می فروشان جملگی

مست لایعقل شدند از ساغرش

عالمان حوزه های علم عشق

درس ها آموختند از محضرش

نام های شاعران شیعه را

ثبت کرده ابتدای دفترش

خیمه ای سبز و محقر قصر او

پایتختش شهر سبز آرزو

خادمان بارگاهش اولیاء

کاتبان نامه هایش اوصیاء

یوسف مصری سفیر دولتش

پیر کنعان هم وزیر دولتش

در حریمش قدسیان هو می کشند

فطرس و جبریل جارو می کشند

خیمه اش دارالشفای خاکیان

قبله گاه اصلی افلاکیان

عطرسیب و یاس دارد خیمه اش

گرمی و احساس دارد خیمه اش

بیرق عباس پیش تخت او

تکیه گاه لحظه های سخت او

چادری خاکی درون گنجه اش

گوشواری سرخ بین پنجه اش

نیمه شبها عقده ها وا می کند

مخفیانه گنجه را وا می کند

بوسه باران می شود با شوروشین

گوهر انگشتر جدش حسین

منبع: حسینیه ، شعر شاعر