logo

من ز دربار حسین ابن علی ماهانه دارم
کي دگر چشم طمع بر مردم بیگانه دارم
تا گرفتم دست خط نوکری از مادر او
بر در دربار آن شه منصبی شاهانه دارم

صلوات شمار
جستجو
اوقات شرعی

آخرین مطالب
مطالب پر بازدید
برچسب ها
ادعیه اعلام مراسم سخنرانی و عزاداری دهه اول محرم جلسه هیئت ذاکران فاطمی اراک حاج_حسین_نیمه_وری حاج حسین نیمه وری حسین نیمه وری دعای کمیل با صدای حاج حسین نیمه وری روضه شب شهادت حضرت زهرا (س) با نوای حاج حسین نیمه وری روضه و سینه زنی آقا ابالفضل ع زمزمه روضه شب جمعه سرود مولودی امام حسن (ع) شب بیست و یکم ماه رمضان شب قدر شبهای قدر در امامزاده ها شعر شعر امام زمان شعر شهادت شعر مناجات شهادت امام علی صوت دقایقی از زمزمه و روضه حضرت زهرا س صوت مدح و مرثیه امام صادق(ع) صوت مراسم روضه و سینه زنی شب عاشورا مراسم سینه زنی مراسم شام غریبان مصلی بیت المقدس اراک مراسم شب قدر۲۳ ماه مبارک رمضان مراسم شب های قدر مراسم شب های ماه رمضان مراسم عزاداری شب شهادت حضرت زهرا (س) با نوای حاج حسین نیمه وری مشکی_پوشان_فاطمیه مولودی خوانی شب میلاد امام هادی(ع) در حرم حضرت ابالفضل مولودی خوانی شب ولادت امام حسن عسگری (ع) میلاد امام هادی نیمه وری هیئت _باب الحوائج_کوی امام علی ع کتیپ تصویری عتبات عالیات کلیپ اربعین حسینی کلیپ تصویری باب القبله امام حسین ع کلیپ تصویری روضه علی اصغرع کلیپ تصویری زمزمه مدح امیرالمومنین ع و مدح و روضه حضرت عباس ع کلیپ تصویری سینه زنی حضرت ابوالفضل ع کلیپ تصویری مدح و روضه حضرت ابالفضل ع کلیپ تصویری مدح و روضه حضرت ابوالفضل ع کلیپ جشن نیمه شعبان کلیپ فرازی از قرائت دعای پر فیض ندبه کلیپ فرازی از قرائت دعای پر فیض کمیل
بازدید شده ها
آمار سایت
  • 0
  • 828
  • 134
  • 1,242
  • 202
  • 9,081
  • 42,387
  • 262,353
  • 886,185
  • 155,196
  • 43,523
  • 2,421
  • اردیبهشت ۱۸, ۱۴۰۰

اشعار شهادت حضرت امام جواد(ع)شاعران برجسته


اشعار شهادت حضرت امام جواد(ع) – مسعود اصلانی

 

در وجود تو جود را دیدم

جلوه های سجود را دیدم

 

تشنه بودم تو را صدا زدم و

مهربانی رود را دیدم

 

در نگاه تو فصل بارانِ…

…آسمان کبود را دیدم

 

تو جواد الائمه ای حتی

در نبود تو بود را دیدم

 

دست هایت سخاوت محض است

با تو الطاف زود را دیدم

 

با نگاهی به آسمان بلند

پیش پایت قعود را دیدم

 

حضرت عشق دست جود خدا

یا علی اکبر امام رضا

 

دل شکسته دعا که میخواهد

گریه ی بیصدا که میخواهد

 

گریه کردن برای تو خوب است

ور نه این گریه را که میخواهد؟

 

هر کرم خانه ای که باز شود

لا اقل یک گدا که میخواهد؟

 

حرمت را خدا به عالم داد

تا ببیند شفا که میخواهد؟

 

از روی گنبد تو جار زدند

فیض بی انتها که میخواهد؟

 

تا زمین، کاظمین را دارد

جنت کبریا که میخواهد؟

 

من گدای دخیل تا ابدم

راه باب الجواد را بلدم

 

چشم هایت همین که تر میشد

خون لب هات بیشتر میشد

 

همسرت هم سرت بلا آورد

هم برای تو درد سر میشد

 

کف زدن ها عذاب میدادند

نفسی را که مختصر میشد

 

شک ندارم که استخوانت سوخت

بدنت داشت شعله ور میشد

 

کاش جای صدای بی اثرت

زهر جانسوز بی اثر میشد

 

صورتت روی خاک و در نظرت

یاد گودال جلوه گر میشد:

 

در سر بامی و سر تو نرفت

چکمه ای روی پیکر تو نرفت

 

آسمانی به خاک و خون که تپید

رنگ خون شد محاسن خورشید

 

با ته نیزه پیکرت برگشت

خواهرت داشت صحنه را می دید

 

دستی آمد که پیرهن ببرد

دستی آمد به موش پنجه کشید

 

خنجری آمد و زبانم لال

سخنش را چه ظالمانه برید

 

لاطمات الخدود یک طرف و

آن طرف شمر داشت میخندید

 

بعداز آن ضربه ی دوازدهم

بدنی مثل بید میلرزید

 

خواهرش ناله زد ولیک چه سود

خنجر شمر کاش کهنه نبود

 

مسعود اصلانی

 

************************

 

اشعار شهادت حضرت امام جواد(ع) – قاسم نعمتی

 

عده ای بی سر و پا دور و برش خندیدند

پاسخ ناله و سوز و جگرش خندیدند

 

مادری بود و جوان مرگ شد و آخر کار

همچنان فاطمه بر چشم ترش خندیدند

 

همچو بسمل شده ای دور خودش می پیچید

به پریشان شدن بال و پرش خندیدند

 

درد پیچیده به پهلویش و از هر دو طرف

دست میبرد به سوی کمرش،خندیدند

 

آمده بر سرش اینجا کمی از داغ حسین

همگی جمع شدند دور سرش خندیدند

 

یک نفر نیست که از خاک سرش بردارد

بر نفس های بدون اثرش خندیدند

 

زهر اثر کرده و رویش به کبودی زده است

بدنظرها به خسوف قمرش خندیدند

 

دست و پا می زند و نیست کنارش پدری

تا ببیند به عزای پسرش خندیدند

 

کربلا جسم علی پخش به صحرا شده بود

لشگری دور تن مختصرش خندیدند

 

هر چه می گفت حسین یاولدی یاولدی..

عده ای بی سر و پا دور و برش خندیدند

 

قاسم نعمتی

 

*******************

 

اشعار شهادت حضرت امام جواد(ع) – مهدی نظری

 

ای ز روی تو روی حق پیدا

آفتاب قدیمی دنیا

 

ای که دریاست پیش تو قطره

ای نمی از کرامتت دریا

 

ای مسلمان چشم تو آدم

شده روی تو قبله حوا

 

ای به طفلی فقیه هر مرجع

ای امام تمام عالم ها

 

به گمانم که حضرت موسی

نامتان را نوشته روی عصا

 

یا که اصلا مسیح وقت شفا

می برد یا جواد نام تو را

 

اینهمه جود و فضل و احسان را

ارث بردی زمادرت زهرا

 

با گدایی تو بزرگ شدیم

یا علی اکبر امام رضا

 

روز اول که یادمان کردند

ریزه خوار جوادمان کردند

 

جود و بخشش برای تو هیچ است

کل عالم ورای تو هیچ است

 

باغ جنت به آنهمه عظمت

پیش صحن و سرای تو هیچ است

 

از روایات عشق فهمیدم

جان عالم به پای تو هیچ است

 

معجزات مسیح و کار شفا

درحضور دعای تو هیچ است

 

این بلندی خاک تا افلاک

پیش گلدسته های تو هیچ است

 

دین ما بندگی ما همه اش

بخدابی ولای تو هیچ است

 

کعبه،زمزم،حرم،صفا،مروه

همه پیش صفای تو هیچ است

 

بیش ازاین مدح تو نمی دانم

شعرمن درثنای تو هیچ است

 

ای امام جوان اهل البیت

قمر آسمان اهل البیت

 

دل ما غرق درعنایت توست

تشنه باده ولایت توست

 

درهمان کودکی امام شدی

این خودش برترین لیاقت توست

 

اینکه زهراست مادرت آقا

به خدا بهترین سعادت توست

 

روز محشر تمامی عالم

دست بردامن شفاعت توست

 

از درت خلق دست پُر رفتند

جود و بخشش همیشه عادت توست

 

هرکه یکبار شدنمک گیرت

تا ابد بنده کرامت توست

 

کاش میشد که درحرم بودم

درشبی که شب شهادت توست

 

همسرت قاتلت شده آقا

این خودش راز سخت غربت توست

 

همسرت پیر و موسفیدت کرد

در جوانی تو را شهیدت کرد

 

گوشه حجره بی صدا بودی

به غم وغصه مبتلا بودی

 

جگرت سوخت،بالب تشنه

چون جگر گوشه رضا بودی

 

چقدر زود پرپرت کردند

تو امام جوان ما بودی

 

موقع دست و پازدن قطعاً

یاد گودال کربلا بودی

 

یاد غمهای عمه ات زینب

یاد طفلان بی نوا بودی

 

یادطفلی که تا پدر را دید

گفت بابای من کجا بودی؟

 

از میان تنور آمده ای

یا که بر روی نیزه ها بودی؟

 

ای پدرجان ز نیزه افتادی؟

به نظر زیر دست و پا بودی

 

دخترت را ببر که پیرشده

رفتنم مدّتیست دیرشده

 

مهدی نظری

 

********************

 

اشعار شهادت حضرت امام جواد(ع) – محمد جواد غفاریان

 

بر روی خاک حجره ای مردی

بی رمق، بی شکیب افتاده

باز تاریخ میشود تکرار

یک امام غریب افتاده

**

جگرش از عطش چه میسوزد

چون پرستوی پرشکسته شده

بسکه فریادکرده “واعطشا”

یاس زهراچقدر خسته شده

**

همسر بی وفا و سنگدلش

به رویش درب حجره میبندد

میزند دست و پا عزیز رضا

او به اشک امام میخندد

**

به کنیزان خویش میگوید

پای کوبی کنید و دف بزنید

دور ابن الرضا همه امشب

شادمانی کنید و کف بزنید

**

بسکه کاری شده است زهر ببین

نتواند به روی پا خیزد

در عوض پیش چشم او دشمن

آب را بر روی زمین ریزد

**

من چه گویم که لحظه ی آخر

دلبر فاطمه چه حالی بود

لب خشک و دلی پر از خون داشت

جای شمس الشموس خالی بود

**

شکر لله پدر نبود و ندید

که به روز پسر چه آمده است

اگر هم بود گریه میکرد و

چشم خود را به روی هم میبست

**

گرچه داغ جواد آل رسول

غصه ای بر دل پدر بگذاشت

ولی ای کاش روز عاشورا

علی اکبری حسین نداشت

**

پیش چشمان یک پدر پسری

غرق در خون و ناله ها میزد

زیر سم تمام مرکب ها

چقدر سخت دست وپا میزد

**

همه دیدند قامت پسری

بر روی خاک اربا اربا شد

همه دیدند داغ جانسوزش

باعث مرگ زود بابا شد

محمد جواد غفاریان

 

********************

 

اشعار شهادت حضرت امام جواد(ع)

 

دلی نسوخت برایت غریب جان دادی

ز مهر همسر خود ،بی نصیب جان دادی

 

درون حجره ی در بسته ای غریبانه

شکسته بال چنان عندلیب جان دادی

 

به دست و پا زدنت اعتنا نمیکردند

میان شادی جمعی عجیب جان دادی

 

تو پاره پاره دل و دل شکسته و دل خون

دچار درد و غم و بی طبیب جان دادی

 

ز بس که خون دلت از دهان تو میریخت

به یاد روضه ی شیب الخضیب جان دادی

 

به سینه میزدی و یا حسین میگفتی

به یاد قتلگه و بوی سیب جان دادی

**

اگر شاعر این شعر را میشناسید لطفا اطلاع دهید

 

*******************

 

اشعار شهادت حضرت امام جواد(ع) – رضا رسول زاده

 

بدن کبود

 

پاییزی است حال و هوای جوانی ات

طوفان غم رسیده که سازد خزانی ات

 

تاثیر کرده زهر به اعضای پیکرت

چون لاله ای نموده تو را ارغوانی ات

 

در هلهله صدای ضعیف تو گم شده

لبخند می زنند به اختر فشانی ات

 

هرچه کبود می شوی و داد می زنی

می رقصد این شریک تو در زندگانی ات

 

آبت نمی دهد به خدا دست و پا مزن

رحمی نمی کند به تو و نیمه جانی ات

 

در لحظه های آخرت ای یاس فاطمه

بوی مدینه می رسد از روضه خوانی ات

 

از بس که یاد پهلوی بشکسته بوده ای

مویت سپید گشته به اوج جوانی ات

 

مثل حسن اگر چه ندیدی تو گفته ای :

مادر… فدای صورت رنگین کمانی ات

 

رضا رسول زاده

 

**********************

 

اشعار شهادت حضرت امام جواد(ع)

 

تویی اجابت سبز دعای خاکی ها

جواب جمله یا ربنای خاکی ها

 

خدا تمام تو را آفرید تا باشی

وجود جود خدایی برای خاکی ها

 

تویی تو آینه ی بخشش خداوندی

امام عرش نشینان، خدای خاکی ها

 

فدای مرحمتت گرچه آسمان هستی

ولی رسیده به گوشت صدای خاکی ها

 

هبوط کردی و مانده پس از هزاران سال

نشان پای تو بر چشمه های خاکی ها

 

ستاره زاده ی مدفون کاظمین بگو

چه شد سفارش کرببلای خاکی ها

 

بلند مرتبگی تو سر به زیرم کرد

میان دست کریمانه ات اسیرم کرد

 

میان حجره در بسته ای ز پا افتاد

از آتشی که به جان گل رضا افتاد

 

به پیش خنده دشمن به خویش می پیچید

نفس به سینه نیامد و از صدا افتاد

 

همینکه تشنگی او برید امانش را

به یاد روضه جانسوز کربلا افتاد

 

کسی میان نفسهای آخرش می سوخت

و لرزه بر دل ارکان کبریا افتاد

 

چقدر دور و برش چکمه پوش می آید

بمیرم آیه تطهیر زیر پا افتاد

 

رسید ضجه اهل حرم به گوش همه

همین که سر؛ سر و کارش به نیزه ها افتاد

 

و دختری که فقط شعله های آهش ماند

به گـوشواره غارت شـده نگاهش ماند

**

اگر شاعر این شعر را میشناسید لطفا اطلاع دهید

 

***********************

 

اشعار شهادت حضرت امام جواد(ع) – رضا رسول زاده

 

ابن الرضا

 

نشسته خاک سر دل ، هوا گرفته شده

به عرش مجلس سوگ و عزا گرفته شده

 

گلی ز گلشن زهرا دوباره پرپر شد

شبیه حال علی حال ما گرفته شده

تنی به حجره ی خاکی کبود افتاده

تنی که تاب از آن با بلا گرفته شده

 

به گوشه ی جگرش زهر جای خوش کرده

اگر که طاقت از این دست و پا گرفته شده

 

توان نمانده که لب را به روی لب بزند

که جان ز پیکر ابن الرضا گرفته شده

 

میان هلهله حتی کنیز ها گریند

که خنده از لب آقای ما گرفته شده

 

صدای آه هم از این گلو نمی آید

از این دهان شکسته نوا گرفته شده

 

ز زخم های سر و صورتش نمایان است

سرش به گوشه ی دیوار ها گرفته شده

 

تنش سه روز و سه شب زیر تابش خورشید

دوباره روضه ای از کربلا گرفته شده

 

رضا رسول زاده

 

*********************

 

اشعار شهادت حضرت امام جواد(ع) – محمد بختیاری

 

گم شد میان هلهله سوز صدایت

لبخند آمد در جواب ناله‌هایت

 

فصل بهارت طعمه‌ی پاییز می‌شد

آری اجابت بود پایان دعایت

 

مظلومیت مثل عمویت حد ندارد

در خانه هم یاری نداری جز خدایت

 

در خنده‌های زهرآلودش نمی‌دید

یک خاندان را می‌نشاند در عزایت

 

از بس کرامت داشت چشمت ، قاتلت هم

سهمی طلب می‌کرد از ابر عطایت

 

آبی ندادند و صدایت خشک می‌شد

یک حجره‌‌ی در بسته می‌شد کربلایت

 

راحت شدی از دست این دنیا و مادر…

…از حوض کوثر آب آورده برایت

 

محمد بختیاری

 

*********************

 

اشعار شهادت حضرت امام جواد(ع) – رضا رسول زاده

 

حسرت دیدار

 

نیش و کنایه هاست که از یار می خورم

از دست یار زهر شرر بار می خورم

 

اصلا به جنگ و نیزه و لشکر نیاز نیست

وقتی میان خانه ز دلدار می خورم

 

دارم ز همسری که ز من جز صفا ندید

چوب کدام تندی رفتار می خورم

 

شعله شود بلند از این زخم بر جگر

تا آب از دو چشم گهر بار می خورم

 

از این صدای هلهله آزار می کشم

با جان خسته غصه ی بسیار می خورم

 

وقتی که می برند مرا روی پشت بام

با صورتم به گوشه ی دیوار می خورم

 

پهلو شکسته مادر کم سن و سال من

دیگر بیا که حسرت دیدار می خورم

 

رضا رسول زاده

 

*********************

 

اشعار شهادت حضرت امام جواد(ع) – رضا رسول زاده

 

مرد غریب

 

بابا رضا بیا نفس آخر من است

سوزان میان تب همه ی پیکر من است

 

تا آه می کشم ز لبم لاله می چکد

یک باغ سرخ رنگ به دور و بر من است

 

آیینه ی جوان کبود علی شدم

چشم انتظار دیدن من مادر من است

 

خواهر نداشتم که کند گریه در غمم

قلب کنیزهای حرم مضطر من است

 

هر مرد درد خویش بگوید به همسرش

غربت ببین که قاتل من همسر من است

 

با هلهله عزای مرا گرم می کند

حالا که روی خاک فتاده سر من است

 

بر آب آب گفتن من خنده می زند

خوشحال در برابر چشم تر من است

 

با یاد کام تشنه ی آقای بی کفن

خشکیده و ترک ترک این حنجر من است

 

رضا رسول زاده

 

*********************

 

اشعار شهادت حضرت امام جواد(ع) – مهدی رحیمی

 

پس غریبی در وطن تکرار شد

شمع بودن سوختن تکرار شد

 

یک حسین تشنه در هنگام زهر

بعد از آن صدها حسن تکرار شد

 

چونکه ام الفضل ام الرّذل گشت

باز نامردی زن تکرار شد

 

چون که مثل طوس در بغداد هم

زهر و انگور و دهن تکرار شد

 

پس غریب بی کفن در دشت…نه

پس غریب با کفن تکرار شد

 

با دهان و با گلو و با جگر

یک نبرد تن به تن تکرار شد

 

اربا اربا…نه ولی سرخ و کبود

ماه زیر پیرهن تکرار شد

 

مهدی رحیمی

 

*********************

 

اشعار شهادت امام جواد(ع) – حسن لطفی

 

سر را ز خاک حجره اگر بر نداشتی

تو رو به قبله بودی و خواهر نداشتی

 

خواهر نداشتی که اگر بود میشکست

وقتی که بال میزدی و پر نداشتی

 

از طوس آمدم که بگِریَم در این غمت

یاری به غیر چند کبوتر نداشتی

 

وقتی که زهر بر جگرت چنگ میکشید

جز یا حسین ناله ی دیگر نداشتی

 

ختمی گرفته اند برایت کبوتران

لبخند میزدند و تو باور نداشتی

 

تو تشنه کام و آب زمین ریخت قاتلت

چشمت به آب بود و از آن بر نداشتی

 

کف میزدند دور و برت تا که جان دهی

کف میزدند و تاب به پیکر نداشتی

 

کف میزدند ولیکن به روی دست

دست ز تن جدای برادر نداشتی

 

شکر خدا که پیرهنی بود بر تنت

یا زیر نیزه ها تن بی سر نداشتی

 

شکر خدا که لحظه ی از هوش رفتنت

خواهر نداشتی ، غم معجر نداشتی

 

حسن لطفی

برگرفته از وبلاگ من غلام قمرم

 

*********************

 

اشعار شهادت حضرت امام جواد(ع) – مسعود اصلانی

 

از دل چاهِ سینه ی بی تاب

در شب غصه آه می کشد

تا که هم رنگ خاکیان بشود

آسمان هم سیاه می پوشد

**

چشم و بغضم دوباره همراهند

تا مرا سمت آسمان ببرند

زائرم دست بر دعا دارم

تا مرا لحظه ی اذان ببرند

**

گریه ارثیست مادرانه که هر

شیعه با آن همیشه مأنوس است

ولی این بار گریه ایرانیست

روضه اش از هوالی طوس است

**

دلشان می تپد کبوترها

خاک ماتم به بال و پر دارند

از روی گنبد امام رضا

عزم یک گنبد دگر دارند

**

ای عزادارهای پر خاکی

کمی آهسته تر که جا ماندم

کاظمینی کنید بال مرا

بشکن ای بغض بی صدا ماندم

**

السلام علیک جود خدا

آشنا هستم اهل ایرانم

پدرت آبروی کشور ماست

سائل سفره ی خراسانم

**

تو جوان مرگ دوم ایلی

پدرت پا به پات می سوزد

نوکرت هم دوباره با هرم

آتش روضه هات می سوزد

**

بگو از حجره ای که در بسته ست

چقدر روی خاک بی تابی

از همان پیچ و تاب معلوم است

جگرت پاره ،تشنه ی آبی

**

دست و پا می زنی و بیهوده ست

در حجره به روت می بندند

نفست را هدر نده اینها

پا به پای عزات می خندند

**

لب تو آب را صدا می زد

همسرت آب بر زمین می ریخت

به روی خاک خون لبهایت

بعد هر آه آتشین می ریخت

**

چه بدون ملاحظه بردند

بر سر بام شد شکسته پرت

فکر برخورد را نمی کردند

فکر برخورد پلکان سرت

**

گرچه مویت به حجره خاکی شد

پنجه ای لا به لاش دیده نشد

تن تو با طمع به پیروهنت

اینطرف آن طرف کشیده نشد

 

مسعود اصلانی