logo

من ز دربار حسین ابن علی ماهانه دارم
کي دگر چشم طمع بر مردم بیگانه دارم
تا گرفتم دست خط نوکری از مادر او
بر در دربار آن شه منصبی شاهانه دارم

صلوات شمار
جستجو
اوقات شرعی

آخرین مطالب
مطالب پر بازدید
برچسب ها
ادعیه اعلام مراسم سخنرانی و عزاداری دهه اول محرم جلسه هیئت ذاکران فاطمی اراک حاج_حسین_نیمه_وری حاج حسین نیمه وری حسین نیمه وری دعای کمیل با صدای حاج حسین نیمه وری روضه شب شهادت حضرت زهرا (س) با نوای حاج حسین نیمه وری روضه و سینه زنی آقا ابالفضل ع زمزمه روضه شب جمعه سرود مولودی امام حسن (ع) شب بیست و یکم ماه رمضان شب قدر شبهای قدر در امامزاده ها شعر شعر امام زمان شعر شهادت شعر مناجات شهادت امام علی صوت دقایقی از زمزمه و روضه حضرت زهرا س صوت مدح و مرثیه امام صادق(ع) صوت مراسم روضه و سینه زنی شب عاشورا مراسم سینه زنی مراسم شام غریبان مصلی بیت المقدس اراک مراسم شب قدر۲۳ ماه مبارک رمضان مراسم شب های قدر مراسم شب های ماه رمضان مراسم عزاداری شب شهادت حضرت زهرا (س) با نوای حاج حسین نیمه وری مشکی_پوشان_فاطمیه مولودی خوانی شب میلاد امام هادی(ع) در حرم حضرت ابالفضل مولودی خوانی شب ولادت امام حسن عسگری (ع) میلاد امام هادی نیمه وری هیئت _باب الحوائج_کوی امام علی ع کتیپ تصویری عتبات عالیات کلیپ اربعین حسینی کلیپ تصویری باب القبله امام حسین ع کلیپ تصویری روضه علی اصغرع کلیپ تصویری زمزمه مدح امیرالمومنین ع و مدح و روضه حضرت عباس ع کلیپ تصویری سینه زنی حضرت ابوالفضل ع کلیپ تصویری مدح و روضه حضرت ابالفضل ع کلیپ تصویری مدح و روضه حضرت ابوالفضل ع کلیپ جشن نیمه شعبان کلیپ فرازی از قرائت دعای پر فیض ندبه کلیپ فرازی از قرائت دعای پر فیض کمیل
بازدید شده ها
آمار سایت
  • 0
  • 822
  • 169
  • 2,142
  • 332
  • 10,824
  • 36,690
  • 456,657
  • 1,124,946
  • 194,315
  • 56,568
  • 2,571
  • شهریور ۲۷, ۱۴۰۰

غزل مرثیه شهادت امام هادی (ع)


      

می خواست جان سپاردوجانی دگرنداشت

      هنگام کوچ بود ولی بال و پر نداشت

چشمش ز پنجره سوی مهتاب خیره بود

     معلوم بود این شب آخر سحر نداشت

افتاده بود روی زمین آه می کشید  

اگه اشک نداری،اگه می بینی چشمت خشکه،ناله که داری خرج کنی،امام صادق علیه السلام فرمود:خدا رحمت کنه اونی که تو مصیبت های ما آه می کشه،بگو:آه. اگه تصور کنی آه که هیچی،فریاد می زنی، 

افتاده بود روی زمین آه می کشید  

        اما کسی ز  حال دل او خبر نداشت

با خاطرات تلخ خودش گرم می گرفت

جز اشک، یار و همدمی آخر به بر نداشت

می دونی یاد چی اوفتاد،یاالله ،بچه غیرتی های شیعه

یاد دمی که در پی مرکب دویده بود 

 با ناله ای که در دل دشمن اثر نداشت

نوش جونت این جام محبت مولات،افتاده بود یاده اون لحظه ای که،اومدن نیمه ی شب،از تو خونه کشیدنش بیرون،پای برهنه تو کوچه ها،کجا بردنش،مجلس شراب بردنش،باور می کنی یا نه،میخوای بزنی بزن،می خوای داد بزنی بزن،راسته،دروغ نیست،بچه شیعه باید بمیره،کشوندش تو مجلس شراب،با سر برهنه،شراب تعارف کرد،وای،وای،

یاد دمی که قبر خودش را نظاره کرد

عجب حرومزاده ای بود این متوکل،عجب ملعونی بود،تو خونه ی آقا جلوی آقا،قبرش و کند،ای وای بمیرم،من فکر می کنم می گم شاید برا خود آقا،مرگ شیرین بود،راحت می تونست بشه،اما برا بچه هاش چقدر سخته،بمیرم برا امام عسگری

یاد دمی که قبر خودش را نظاره کرد

 با ظالمی که شرم از آن خون جگر نداشت

می ریخت اشک و

نه امام هادی،همه ی اهلبیت ما اینجوری جون دادند،ان شاءالله ما هم اینجوری جون بدیم،ان شاء الله ما هم دم آخر گریه کنیم جون بدیم،چه گریه ای،نه گریه ی ترس،نه گریه ضعف،نه گریه ی نیاز،ان شاءالله دم آخر اینجوری بمیریم،

می ریخت اشک و نوحه گودال می سرود

ازخواهری غریب و حسینی که سر نداشت

آی حسین……

از دختری که بعد عمو در مسیر شام 

 دیگر به غیر زجر و سنان همسفر نداشت

حسین……….

از سـوز زهـر تشنـه شـد و گفـت یا حسین

 ای کـاش هیـچ وقـت ربـابت پسر نداشت

کجا ببرمت،همین یه مسیر مسیر روضه ی من،می گن امام عسگری،خیلی فردا بی تابی کرد،وقتی بدن بابا رو دید،وقتی داغ بابا دید،یا امام عسگری،شنیدم گریبان چاک زدی،شنیدم به سر و صورت زدی،شنیدم برا داغ بابات،بلند گریه کردی، مگه چه کردن با بابات،مگه چه جوری کشتنش،اگه شما گریبان چاک زدی،پس زین العابدین چی بگه کربلا،یا الله،گریبان چاک زد امام عسگری،اما کربلا،زین العابدین دید همه دارن بدنهارو دفن می کنن،هیچکی به بدن حسین نگاه نمی کنه،حسین………..عمه چرا بدن بابامو دفن نمی کنن،مگه بابای من،مسلمون نیست،چرا بدنهای خودشونو دفن می کنن،یکی نبود بگه زین العابدین،صبر کن،الان یه کاری می کنن،دیگه بدن بابات پیدا نباشه، الان ده نفر میان،اسباشونو میارن،فرج امام زمان بگو حسین…..