logo

من ز دربار حسین ابن علی ماهانه دارم
کي دگر چشم طمع بر مردم بیگانه دارم
تا گرفتم دست خط نوکری از مادر او
بر در دربار آن شه منصبی شاهانه دارم

صلوات شمار
جستجو
اوقات شرعی

آخرین مطالب
مطالب پر بازدید
برچسب ها
ادعیه اعلام مراسم سخنرانی و عزاداری دهه اول محرم جلسه هیئت ذاکران فاطمی اراک حاج_حسین_نیمه_وری حاج حسین نیمه وری حسین نیمه وری دعای کمیل با صدای حاج حسین نیمه وری روضه شب شهادت حضرت زهرا (س) با نوای حاج حسین نیمه وری روضه و سینه زنی آقا ابالفضل ع زمزمه روضه شب جمعه سرود مولودی امام حسن (ع) شب بیست و یکم ماه رمضان شب قدر شبهای قدر در امامزاده ها شعر شعر امام زمان شعر شهادت شعر مناجات شهادت امام علی صوت دقایقی از زمزمه و روضه حضرت زهرا س صوت مدح و مرثیه امام صادق(ع) صوت مراسم روضه و سینه زنی شب عاشورا مراسم سینه زنی مراسم شام غریبان مصلی بیت المقدس اراک مراسم شب قدر۲۳ ماه مبارک رمضان مراسم شب های قدر مراسم شب های ماه رمضان مراسم عزاداری شب شهادت حضرت زهرا (س) با نوای حاج حسین نیمه وری مشکی_پوشان_فاطمیه مولودی خوانی شب میلاد امام هادی(ع) در حرم حضرت ابالفضل مولودی خوانی شب ولادت امام حسن عسگری (ع) میلاد امام هادی نیمه وری هیئت _باب الحوائج_کوی امام علی ع کتیپ تصویری عتبات عالیات کلیپ اربعین حسینی کلیپ تصویری باب القبله امام حسین ع کلیپ تصویری روضه علی اصغرع کلیپ تصویری زمزمه مدح امیرالمومنین ع و مدح و روضه حضرت عباس ع کلیپ تصویری سینه زنی حضرت ابوالفضل ع کلیپ تصویری مدح و روضه حضرت ابالفضل ع کلیپ تصویری مدح و روضه حضرت ابوالفضل ع کلیپ جشن نیمه شعبان کلیپ فرازی از قرائت دعای پر فیض ندبه کلیپ فرازی از قرائت دعای پر فیض کمیل
بازدید شده ها
آمار سایت
  • 0
  • 39
  • 9
  • 126
  • 29
  • 1,215
  • 5,493
  • 99,124
  • 669,993
  • 119,046
  • 31,054
  • 2,236
  • مهر ۸, ۱۳۹۹

غزل مدح و مرثیه و ترکیب بند ولادت امام رضا(ع) استادلطیفیان


اشعار استاد علی اکبر لطیفیان

بهر حاجات اگر دست دعا برخیزد
دلبری هست به هر حال به پا برخیزد

لطف آقای خراسان ز همه بیشتر است
هر زمان از دلِ پُر درد صدا برخیزد

آهِ در سینه ی عشاق به هم مرتبطند
وقت نقاره زدن ناله ی ما برخیزد

جرأتش نیست کسی حرف جهنم بزند
گر پیِ کارِ گنهکار ز جا برخیزد

زائر آن است که در کوی تو اُتراق کند
آن که در عرش نشسته ست چرا برخیزد؟

تا به دستِ کرم تو به نوایی نرسد
از سرِ راه محال است گدا برخیزد

بر سر خاکم اگر آهوی تو گریه کند
از تمام جگرم بانگ رضا برخیزد

حرمت زودتر از کعبه مرا حاجی کرد
حج ما آخر ذی القعده به پا برخیزد

*******************

خاک حرم رسید، دوا نیز داده شد
آب حرم رسید، شفا نیز داده شد

ما طور خواستیم مقیم حرم شدیم
ما جلوه خواستیم، خدا نیز داده شد

اصلاً بهانه هاست که ما را می آورد
با دادن بهانه، بها نیز داده شد

هر جا اگر به خواسته ها لطف می شود
در این حرم نخواسته ها نیز داده شد

از بس کریم بود که درهم خرید و رفت
در ازدحام، حاجت ما نیز داده شد

اصلاً به خواهش کم ما اکتفا نکرد
ما سنگ خواستیم، طلا نیز داده شد

گفتم رضا، عطای حسینی نصیب شد
گفتم حسین، امام رضا نیز داده شد

می خواستم به مشهد تو راهی ام کنند
دیدم برات کرببلا نیز داده شد

*******************

دست اگر باشد دخیل کنج دامان بهتر است
از نماز شب توسل بر کریمان بهتر است

دل ولو کوچک، به لطف تو بزرگی می کند
یک ده آباد از صد شهر ویران بهتر است

حرف ما آن است که آهوی نیشابور گفت
گاه مدیونت شدن از دادنِ جان بهتر است

سایه ای که بر سرم افتاد، عزت پخش کرد
سایه ی گلدسته از تاج سلیمان بهتر است

دست بر سفره نبردم تا خودت تعارف کنی
تعارف اهل کَرم از خوردن نان بهتر است

یک کمی بنشین کنار ما، پذیرائی بس است
میزبان که می نشیند حال مهمان بهتر است

صبح محشر هر کسی دنبال یاری می دود
یار ما باشد اگر شاه خراسان، بهتر است

*******************

از لطف التماسِ صداهایِ آهوان
بی گریه هم گرفت دعاهایِ آهوان

آهو زیاد محضر معشوق می رود
پس وصلمان کنید به پاهایِ آهوان

یک عده ای شدند گدا کلبِ کهف را
ما نیز می شویم گداهایِ آهوان

نانم حرام میل کبوتر شدن کنم
وقتی که هست حال و هواهایِ آهوان

صورت گذاشتن به کفِ پات واجب است
آن هم در آستانِ خداهای آهوان

صیاد نیز پایِ تو را بوسه می زند
با ذکر یا امام رضاهایِ آهوان

آهو شدیم پس کرمت را نشان بده
مثل همیشه آن حرمت را نشان بده


ما زلف داده ایم پریشان شود همین
دل داده ایم دستِ تو حیران شود همین

آئینه ی مرا سحری تکّه تکّه کن
باشد که خرج گوشه ی ایوان شود همین

دردِ مرا علاج مکن با طبابتت
با خاکِ زیر پای تو درمان شود همین

حالا که هم غذای غلامان خانه ایم
خوب است آدمی ز غلامان شود همین

آن که به مهربانی ات ایمان نیاورد
در ازدحام حشر پشیمان شود همین

لطف تو را به خاطر این آفریده اند
که آتشِ خلیل، گلستان شود همین

کلِّ زمین بناست اگر کشوری شود
بهتر که پایتخت خراسان شود همین

از جلوه ات کنار بزن این نقاب را
تا آفتاب، پاره گریبان شود همین

سلمانی ات نیامده ظرفش طلا شود
این جا نشسته است که سلمان شود همین

حالا که محمل تو رسیده ست شهر طوس
حرفی بزن که شهر مسلمان شود همین

این بندگیِ ما به قنوتِ تو کامل است
توحیدِ ما به شرط و شروطِ تو کامل است

جز تو نمی شویم گرفتار هیچ کس
هرگز نمی شویم هوادار هیچ کس

از آن زمان که با حرمت آشنا شدیم
اصلاً نرفته ایم به دربار هیچ کس

این جا به زائرانِ تو فیضی که می رسد
آن را نمی دهند به زوّار هیچ کس

نانِ کسی به غیر تو ما را حلال نیست
خود را نمی کنیم بدهکار هیچ کس

حالا که تو امامِ رئوفِ جهان شدی
دیگر نمی شویم گنهکار هیچ کس

شب های قدر غیر تماشایِ رویِ تو
دل خوش نمی کنیم به دیدار هیچ کس

فردا بگیر دستِ مرا ایّها الرئوف!
یا ایّها الامام رضا ایّها الرئوف!

هر چند ناتوان شدی، اما ز پا نیفت
ای هشتمین عزیز، عزیزِ خدا نیفت

می ترسم آن که دست بریزد به پهلویت
باشد ز پا بیفت ولی بی هوا نیفت

کوچه به آلِ فاطمه خیری نداشته
دیوار را بگیر و در این کوچه ها نیفت

مردم میان شهر تماشات می کنند
این بار را به خاطر زهرا بیا نیفت

دامان هیچ کس به سرت سر نمی زند
حالا که نیست خواهر تو پس ز پا نیفت

تکّه حصیرِ خویش از این حجره جمع کن
اما به یاد نیمه شبِ بوریا نیفت

ای وای اگر به کرب و بلا بوریا نبود
راهی برای دفن شه کربلا نبود