logo

من ز دربار حسین ابن علی ماهانه دارم
کي دگر چشم طمع بر مردم بیگانه دارم
تا گرفتم دست خط نوکری از مادر او
بر در دربار آن شه منصبی شاهانه دارم

صلوات شمار
جستجو
اوقات شرعی

آخرین مطالب
مطالب پر بازدید
برچسب ها
ادعیه اعلام مراسم سخنرانی و عزاداری دهه اول محرم جلسه هیئت ذاکران فاطمی اراک حاج_حسین_نیمه_وری حاج حسین نیمه وری حسین نیمه وری دعای کمیل با صدای حاج حسین نیمه وری روضه شب شهادت حضرت زهرا (س) با نوای حاج حسین نیمه وری روضه و سینه زنی آقا ابالفضل ع زمزمه روضه شب جمعه سرود مولودی امام حسن (ع) شب بیست و یکم ماه رمضان شب قدر شبهای قدر در امامزاده ها شعر شعر امام زمان شعر شهادت شعر مناجات شهادت امام علی صوت دقایقی از زمزمه و روضه حضرت زهرا س صوت مدح و مرثیه امام صادق(ع) صوت مراسم روضه و سینه زنی شب عاشورا مراسم سینه زنی مراسم شام غریبان مصلی بیت المقدس اراک مراسم شب قدر۲۳ ماه مبارک رمضان مراسم شب های قدر مراسم شب های ماه رمضان مراسم عزاداری شب شهادت حضرت زهرا (س) با نوای حاج حسین نیمه وری مشکی_پوشان_فاطمیه مولودی خوانی شب میلاد امام هادی(ع) در حرم حضرت ابالفضل مولودی خوانی شب ولادت امام حسن عسگری (ع) میلاد امام هادی نیمه وری هیئت _باب الحوائج_کوی امام علی ع کتیپ تصویری عتبات عالیات کلیپ اربعین حسینی کلیپ تصویری باب القبله امام حسین ع کلیپ تصویری روضه علی اصغرع کلیپ تصویری زمزمه مدح امیرالمومنین ع و مدح و روضه حضرت عباس ع کلیپ تصویری سینه زنی حضرت ابوالفضل ع کلیپ تصویری مدح و روضه حضرت ابالفضل ع کلیپ تصویری مدح و روضه حضرت ابوالفضل ع کلیپ جشن نیمه شعبان کلیپ فرازی از قرائت دعای پر فیض ندبه کلیپ فرازی از قرائت دعای پر فیض کمیل
بازدید شده ها
آمار سایت
  • 0
  • 186
  • 119
  • 162
  • 115
  • 1,151
  • 3,462
  • 68,935
  • 574,524
  • 96,864
  • 25,739
  • 1,965
  • آبان ۱۶, ۱۳۹۸

شعر شهادت حضرت حمزه سیدالشهداء


درود ای کنار علی میر بدر
سلام ای شهید احد شیربدربه خیل شهیدان حق مقتدا
گرامی عموی رسول خدا

شهادت زآغاز، پابست تو
شجاعت زده ‌بوسه‌ بر دست تو

وجود تو از بحر لبریزتر
خدنگت ز تیغ اجل تیزتر

به بدر و احد همچو حیدر یکی
به بازوت ختم رسل متکی

شنیدم که چون آمدی از شکار
غبارت به رخسار بود آشکار

سرشکی که برسینه زد آذرت
روان بود از دیدۀ همسرت

کنار تو بنشست و بگریست زار
که ای شیر باز آمده از شکار

شکار و بیابان و صحرا بس است
محمّد تو چون نیستی، بی‌کس است

نبودی که از چارسو آمدند
محمّد عزیز دلت را زدند

بر او ضربه‌ها خصم نااهل زد
فزون‌تر ز هرکس ابوجهل زد

توچون رعد از دل کشیدی خروش
زخشم وغضب‌ خونت آمد به جوش

گرفتی ره خصم نااهل را
شکستی سر نحس بوجهل را

زدی ضربه‌اش از یسار و یمین
که گردیده چون مرده نقش زمین

پس از این نبُد زهره کس را دگر
که گردد به ختم رسل حمله‌ور

تو خود پای تا سر همه جان شدی
به دست محمّد مسلمان شدی

تو شیراحد بودی و شیر بدر
به دست تو گردید شمشیر بدر

دریغا دریغا که دشمن شتافت
دل و پهلو و سینه‌ات را شکافت

چو آمد به خاک زمین پشت تو
بریدند بینی و انگشت تو

تو را چون جگرپاره در جنگ شد
به کام عدو آن جگر، سنگ شد

به زخم تنت دشت و صحرا گریست
احد نیز با چشم زهرا گریست

کجا بودی؟ ای بر نبی تیغ و دست
در آن دم که پهلوی زهرا شکست

کجا بودی آندم که با ضرب در
پسر از برای پدر شد سپر

نبودی که حقِّ علی غصب شد
صمد گشت تنها، صنم نصب شد

کجا بودی آندم که در علقمه
نداد داد عباس یا فاطمه

اگر کربلا بودی ای نورعین
چو عباس بودی برای حسین

نبودی ببینی که در قتلگاه
شد از کعب نی جسم زینب سیاه

سکینه، رباب، عاتکه، فاطمه
غریبانه در دشت و صحرا همه

چو نی ناله در نی‌نوا می‌زدند
تو را در بیابان صدا می‌زدند

امیـد دل سیّـدالنـاس تـو
تو عباس بودی و عباس تو

ز «میثم» زخلق و خدای ودود
به عباس و تو، تا قیامت درود