logo

من ز دربار حسین ابن علی ماهانه دارم
کي دگر چشم طمع بر مردم بیگانه دارم
تا گرفتم دست خط نوکری از مادر او
بر در دربار آن شه منصبی شاهانه دارم

صلوات شمار
جستجو
اوقات شرعی

آخرین مطالب
مطالب پر بازدید
برچسب ها
ادعیه اعلام مراسم سخنرانی و عزاداری دهه اول محرم جلسه هیئت ذاکران فاطمی اراک حاج_حسین_نیمه_وری حاج حسین نیمه وری حسین نیمه وری دعای کمیل با صدای حاج حسین نیمه وری روضه شب شهادت حضرت زهرا (س) با نوای حاج حسین نیمه وری روضه و سینه زنی آقا ابالفضل ع زمزمه روضه شب جمعه سرود مولودی امام حسن (ع) شب بیست و یکم ماه رمضان شب قدر شبهای قدر در امامزاده ها شعر شعر امام زمان شعر شهادت شعر مناجات شهادت امام علی صوت دقایقی از زمزمه و روضه حضرت زهرا س صوت مدح و مرثیه امام صادق(ع) صوت مراسم روضه و سینه زنی شب عاشورا مراسم سینه زنی مراسم شام غریبان مصلی بیت المقدس اراک مراسم شب قدر۲۳ ماه مبارک رمضان مراسم شب های قدر مراسم شب های ماه رمضان مراسم عزاداری شب شهادت حضرت زهرا (س) با نوای حاج حسین نیمه وری مشکی_پوشان_فاطمیه مولودی خوانی شب میلاد امام هادی(ع) در حرم حضرت ابالفضل مولودی خوانی شب ولادت امام حسن عسگری (ع) میلاد امام هادی نیمه وری هیئت _باب الحوائج_کوی امام علی ع کتیپ تصویری عتبات عالیات کلیپ اربعین حسینی کلیپ تصویری باب القبله امام حسین ع کلیپ تصویری روضه علی اصغرع کلیپ تصویری زمزمه مدح امیرالمومنین ع و مدح و روضه حضرت عباس ع کلیپ تصویری سینه زنی حضرت ابوالفضل ع کلیپ تصویری مدح و روضه حضرت ابالفضل ع کلیپ تصویری مدح و روضه حضرت ابوالفضل ع کلیپ جشن نیمه شعبان کلیپ فرازی از قرائت دعای پر فیض ندبه کلیپ فرازی از قرائت دعای پر فیض کمیل
بازدید شده ها
آمار سایت
  • 0
  • 54
  • 8
  • 711
  • 162
  • 9,921
  • 31,980
  • 165,909
  • 773,154
  • 136,900
  • 36,210
  • 2,365
  • اسفند ۹, ۱۳۹۹

دستش همیشه باز و خداوند جود ، بود- جعفر ابوالفتحی


دستش همیشه باز و خداوند جود ، بود

روی لب ملک ز ثنایش سرود ، بود

تنها دلیل خلقت هر آنچه بود ، بود

عرش خدای عزوجل را عمود ، بود

عالم ز درک مرتبتش کل روز را

نزد مقام و منزلتش در سجود بود

با اینکه از عوام فقط ناسزا شنید

روی لبش همیشه سلام و درود ،بود

مولا مدال و رتبه ای از شاه طوس داشت

از هر شعاع پرتوی شمسش، شموس داشت

در عصر خویش والی نور و امام شد

قائم مقام حضرت خیرالانام شد

فرقی نداشت … با همه “طی اللسان” داشت

با نوح و کوه و روح و ملک همکلام شد

هر ذره از وجود خودش را فدا نمود

تا اینکه نزد شهر “هو الحق” بنام شد

آنقدر روح پاک و شریفش مبارک است

در کاظمین ، بانی “دارالسلام” شد

“مولای کل مومن” و ایمان محض بود

عالم تمام جسم، و او جان محض بود

کم های نطق بی مثلش ازدیاد داشت

در اوج غم دلی شعف انگیز و شاد داشت

حبل اللهی که تا به خدا امتداد داشت

حالی عجیب موقع هر بامداد داشت

آنقدر دلبری ز خلایق نمود که

جا در میان “صحن عزیز” فؤاد داشت

از لطف آن خزانه ی غیبش جواد بود

مال و منال و در و گوهر هم زیاد داشت

اما همیشه از کرمش بذل مال کرد

مردم “الف” ، و قامت خود مثل “دال” کرد

تشنه میان حجره به دنبال آب بود

هردم به یاد طفل رضیع رباب بود

وقتی که رقص و هلهله کردند پشت در

قلبش برای حضرت زینب کباب بود

آن لحظه که نوای “حسن جان” از او دمید

رنگی نداشت بر رخ و در اضطراب بود

مثل حسن غریب و جگر سوز کشته شد

مثل حسین زیر جبینش تراب بود

صد شکر نیزه ای به دهانش نخورده بود

صد شکر خیزران به لبانش نخورده بود

جعفر ابوالفتحی