logo

من ز دربار حسین ابن علی ماهانه دارم
کي دگر چشم طمع بر مردم بیگانه دارم
تا گرفتم دست خط نوکری از مادر او
بر در دربار آن شه منصبی شاهانه دارم

صلوات شمار
جستجو
اوقات شرعی

آخرین مطالب
مطالب پر بازدید
برچسب ها
ادعیه اعلام مراسم سخنرانی و عزاداری دهه اول محرم جلسه هیئت ذاکران فاطمی اراک حاج_حسین_نیمه_وری حاج حسین نیمه وری حسین نیمه وری دعای کمیل با صدای حاج حسین نیمه وری روضه شب شهادت حضرت زهرا (س) با نوای حاج حسین نیمه وری روضه و سینه زنی آقا ابالفضل ع زمزمه روضه شب جمعه سرود مولودی امام حسن (ع) شب بیست و یکم ماه رمضان شب قدر شبهای قدر در امامزاده ها شعر شعر امام زمان شعر شهادت شعر مناجات شهادت امام علی صوت دقایقی از زمزمه و روضه حضرت زهرا س صوت مدح و مرثیه امام صادق(ع) صوت مراسم روضه و سینه زنی شب عاشورا مراسم سینه زنی مراسم شام غریبان مصلی بیت المقدس اراک مراسم شب قدر۲۳ ماه مبارک رمضان مراسم شب های قدر مراسم شب های ماه رمضان مراسم عزاداری شب شهادت حضرت زهرا (س) با نوای حاج حسین نیمه وری مشکی_پوشان_فاطمیه مولودی خوانی شب میلاد امام هادی(ع) در حرم حضرت ابالفضل مولودی خوانی شب ولادت امام حسن عسگری (ع) میلاد امام هادی نیمه وری هیئت _باب الحوائج_کوی امام علی ع کتیپ تصویری عتبات عالیات کلیپ اربعین حسینی کلیپ تصویری باب القبله امام حسین ع کلیپ تصویری روضه علی اصغرع کلیپ تصویری زمزمه مدح امیرالمومنین ع و مدح و روضه حضرت عباس ع کلیپ تصویری سینه زنی حضرت ابوالفضل ع کلیپ تصویری مدح و روضه حضرت ابالفضل ع کلیپ تصویری مدح و روضه حضرت ابوالفضل ع کلیپ جشن نیمه شعبان کلیپ فرازی از قرائت دعای پر فیض ندبه کلیپ فرازی از قرائت دعای پر فیض کمیل
بازدید شده ها
آمار سایت
  • 0
  • 135
  • 35
  • 150
  • 46
  • 1,446
  • 6,582
  • 97,927
  • 668,424
  • 118,648
  • 30,917
  • 2,223
  • مهر ۱, ۱۳۹۹

ترکیب بند میلاد نور – قاسم نعمتی


دمی که سیر وجودم الی السما می شد

تمام صفحه ی شعرم پر از خدا می شد

گمان کنم خبر از یار می رسد امشب

که باب فیض الهی به سینه وا می شد

به زخم کهنه ی چشم انتظارها دیگر

نگاه مرحمت دلبری دوا می شد

چه جلوه ای شده بر ظرف کوچک قلبم

که بند بند وجودم ز هم جدا می شد

کنار سفره ی زیباترین مسافر عرش

دلم ز پنجه ی تنگ قفس رها می شد

به هر نسیم که در زلف یار می پیچد

به هر کرشمه گره ها زکار وا می شد

در این زمانه که مردم همه غریبه شدند

در این سکوت کسی با من آشنا می شد

چه بیقرار دلم میل سامرا کرده

خدا به حضرت نرگس پسر عطا کرده

حریم کوچک سرداب، عرش اعلا شد

نگار آمد و لبخندها شکوفا شد

سلام من به کسی که ز کاخ رم آمد

به ریسمان محبت اسیر آقا شد

خدا چه بخت بلندی به او عطا فرمود

ز راه دور رسید و عروس زهرا شد

عروس خانه غریب و امام خانه غریب

چقدر شادی این خانواده زیبا شد

نشسته یک پدری کنار گهواره

ترنم لب او نغمه های لالا شد

شهادتین به لب های او چه دیدن داشت

در ابتدا جلواتش شبیه عیسی شد

همه ذخیره ی حق در میان گهواره است

عصا بدست نگهبان خانه موسی شد

صدا صدای رسول خداست می آید

طنین یارب او مثل پور لیلا شد

ستاره ی سحر خانواده سر زده است

خلاصه ی همه ی اهل بیت آمده است

دل شکسته بداند قرار یعنی چه ؟

خبر نیامدن از تکسوار یعنی چه ؟

نگاه حضرت یعقوب می کند تفسیر

تمام عمر غم انتظار یعنی چه ؟

بدست باد سحر بوی پیرهن آید

نسیم صبح بداند بهار یعنی چه ؟

فقط ز خون شهیدان به جلوه می آید

به تیری از مژه طعم شکار یعنی چه ؟

ندیده عاشق رویت شدم که فاش کنم

اسیری دل و گیسوی یار یعنی چه ؟

کسی که طعم وصالت چشیده می داند

نگاه مرحمت سفره دار یعنی چه ؟

بگفت سید بحرالعلوم کی دانید

بغل گرفتن قد نگار یعنی چه

دگر برای وصالت بهانه میگیرم

اگر که دیر بیایی زغصه میمیرم

ز درد دوریت ای دوست شکوه ها دارم

خوشم اگرچه غریبم ولی تو را دارم

تمام سوز دل من ز ناله های شماست

ز درد هجر تو سوزی در این صدا دارم

گدایی در این خانه آرزوی من است

ز نام توست اگر زره ای بها دارم

الا امیر سحر ای مسافر زهرا

امید وصل تو را بین هر دعا دارم

بیا و نامه ی اعمال من مرور نکن

که بر جبین عرق شرم از شما دارم

به کام خویش چشیدم غم جدایی را

امید رحمتی از یار آشنا دارم

بیا میان قنوتت مرا ز یاد مبر

که احتیاج شدیدی بر این دعا دارم

به آه نیمه شب تو قسم عنایت توست

اگر زبان مناجات با خدا دارم

قرار ما همه تنگ غروب صحن حسین

هوای بوسه ای از خاک کربلا دارم

چه می شود به نگاهی دلم تکان بدهی

چه می شود شب نیمه رخی نشان بدهی

رسیدی و دل ما غرق نور کردی تو

کلیم گشتی و جلوه به طور کردی تو

قسم به خون روی دستمال اشک تو

برای روضه دلم را جسور کردی تو

شبانه روز شده اشک تو شبیه خون

ز بس مصیبت کوچه مرور کردی تو

همان زمان که لگد خورد مادرت زهرا

ز کو چه های مدینه عبور کردی تو

در آن دمی که به هم خورد گیسوان حسین

دل شکسته مادر صبور کردی تو

لبان تشنه ی زینب به خون حنجر خورد

زمان بوسه کنارش ظهور کردی تو

پی سری که بهم ریخته است ترکیب اش

لسان عمه ی خود را شکور کردی تو

میان کوفه شبی کنج خانه ی خولی

چه گریه ها که کنار تنور کردی تو

تمام حاجتم این است با دلی پر درد

ترا به حق اسیری عمه ات برگرد

———————————————–
قاسم نعمتی