logo

من ز دربار حسین ابن علی ماهانه دارم
کي دگر چشم طمع بر مردم بیگانه دارم
تا گرفتم دست خط نوکری از مادر او
بر در دربار آن شه منصبی شاهانه دارم

صلوات شمار
جستجو
اوقات شرعی

آخرین مطالب
مطالب پر بازدید
برچسب ها
ادعیه اعلام مراسم سخنرانی و عزاداری دهه اول محرم جلسه هیئت ذاکران فاطمی اراک حاج_حسین_نیمه_وری حاج حسین نیمه وری حسین نیمه وری دعای کمیل با صدای حاج حسین نیمه وری روضه شب شهادت حضرت زهرا (س) با نوای حاج حسین نیمه وری روضه و سینه زنی آقا ابالفضل ع زمزمه روضه شب جمعه سرود مولودی امام حسن (ع) شب بیست و یکم ماه رمضان شب قدر شبهای قدر در امامزاده ها شعر شعر امام زمان شعر شهادت شعر مناجات شهادت امام علی صوت دقایقی از زمزمه و روضه حضرت زهرا س صوت مدح و مرثیه امام صادق(ع) صوت مراسم روضه و سینه زنی شب عاشورا مراسم سینه زنی مراسم شام غریبان مصلی بیت المقدس اراک مراسم شب قدر۲۳ ماه مبارک رمضان مراسم شب های قدر مراسم شب های ماه رمضان مراسم عزاداری شب شهادت حضرت زهرا (س) با نوای حاج حسین نیمه وری مشکی_پوشان_فاطمیه مولودی خوانی شب میلاد امام هادی(ع) در حرم حضرت ابالفضل مولودی خوانی شب ولادت امام حسن عسگری (ع) میلاد امام هادی نیمه وری هیئت _باب الحوائج_کوی امام علی ع کتیپ تصویری عتبات عالیات کلیپ اربعین حسینی کلیپ تصویری باب القبله امام حسین ع کلیپ تصویری روضه علی اصغرع کلیپ تصویری زمزمه مدح امیرالمومنین ع و مدح و روضه حضرت عباس ع کلیپ تصویری سینه زنی حضرت ابوالفضل ع کلیپ تصویری مدح و روضه حضرت ابالفضل ع کلیپ تصویری مدح و روضه حضرت ابوالفضل ع کلیپ جشن نیمه شعبان کلیپ فرازی از قرائت دعای پر فیض ندبه کلیپ فرازی از قرائت دعای پر فیض کمیل
بازدید شده ها
آمار سایت
  • 0
  • 36
  • 8
  • 126
  • 29
  • 1,212
  • 5,490
  • 99,121
  • 669,990
  • 119,045
  • 31,054
  • 2,236
  • مهر ۸, ۱۳۹۹

اشعار اربعین


اربعین آمدوچشم هابازگریان می شود

کربلا ماتم سرای اهل ایمـان می شود

 

غصه های آل طه در مسیر کوفه و شام

یاد شام تارشان در کنج ویران می شود

 

باز تازه غصه های کربلا در نزد زینب

سیدسجادزین غم اشک ریزان می شود

 

مجلس شام یزید و لعل لب های حسین

زیرچوب خیزران بازخونریزان می شود

 

گوشه ویرانه گویا غنچه ای روییده است

آه وصدافسوس که آن هم برگ ریزان میشود

 

باز گویا یک سری بی تن به نزددخترش

یا که خورشیدی به نزد ماه میهمـان می شود

 

باز گویا دختری از شوق دیــدار پــدر

گریه و زاری نموده تا که بی جان می شــود

 

باز گویا جابر آید با عطیه کربـــلا

حال اوزین ماتم عظمی پریشان می شود

 

باز گویا زینب غم دیده از شـــام بــلا

می رسد بر کربلا و زار و نالان می شود

 

کاروان آل یاسین مجلسی برپا نمـــوده

دشت خون بااشک زینب سیرباران میشود

 

غم فزون گشته زحدغمخوارزینب رفته است

تا ابد دنیای او همچون غمستان می شود

 

ناله های زینب و خون دل سجــــاد دین

تازه است هر روز تا مهدی نمایان می شــــود

 

*/